داستان های خیلی خیلی کوتاه

داستان در چند خط - سری جدید

داستان های خیلی خیلی کوتاه

داستان در چند خط - سری جدید

مستأجر پنتهاوس


 

مستأجر پنتهاوس مجتمع ما ، موعدش سرآمده بود،

 

تخلیه نمیکرد .؟؟؟؟

 

 

خیلی آنجا را دوست داشت

 

خیلی چاق شده بود بیرون نمی آمد

 

از پایین آمدن می ترسید .
نظرات 1 + ارسال نظر
جیغ پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 09:59 ب.ظ http://jootii.blogsky.com

همه وبلاگتو خوندم
داستانات همه مفهومین و منظور خاصی دارن....
حرفاتو قشنگ می زنی
موفق باشی.....

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد