داستان های خیلی خیلی کوتاه

داستان در چند خط - سری جدید

داستان های خیلی خیلی کوتاه

داستان در چند خط - سری جدید

لجن

خان حاکم شناگر ماهری بود . یه روز

 تابستان تصمیم گرفت بره تو رودخونۀ

وسط شهر شنا کنه. ولی همین که شیرجه

 زد وسط آب ،سرش رفت تولجن های ته

رودخونه و خفه شد. لجن هایی بود که تو

 اون همه سال به مملکتش زده بود

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد