= چه مرگته چرا پوزخند می زنی؟
=تِلکَ الأَیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاسِ
=خبرت !!!! ، چرا عربی بلغور می کنی
= برو آیۀ 140 سورۀ آل عمران رو
به دقت بخون خودت می فهمی
= آسیاب به نوبت یعنی چی؟
= یعنی ببینیم حالا نوبت کیه !!!!!!
= پرسیدن نداره ، از اون صف درازِ
اول وقت همه آردشون رو بیختن
و الکشون رو آویختن و رفتن. فقط
یه نفر مونده !!!!!!
= چرا اینقدر کم حرف می زنی
= نمی تونم بیشتر از این ریسک کنم ، ولی
بیشتر حرفام رو ضبط کردم و تو صندوقی
تو یه خرابه پنهان کردم تا روز مناسب.
= هنوز روز مناسب نرسیده ؟ چرا نمیری
بیاریش؟
= برای اینکه یه افعی بسیار خطرناک
ا ونجا خوابیده و نمیذاره.
= خوب مارگیر درجه یکی میاریم بگیرتش
= نمی شه گمونم همون مار گیرا اونو انداختن
تو خرابه.
=خوب همونا چرا نرفتن ورش دارن ؟
=چون یه بمب خیلی پیچیده ای توی صندوق
کار گذاشتم که جرأت نمی کنند بهش دست بزنن.
- تازگی ها چرا این قدر بوی گند میدی؟
- چی می گی من روزی دوبار دوش میگیرم.
- نه این یه بوی مخصوصیه، بوی لاش مرده است .
- منظورت چیه؟
- آها ، محل کار جدیدت کجاست؟
- تو حوزۀ ریاست کار می کنم.
- پس درست حدس زدم .
دیگر حالم از آن نوار سرخ بهم می خورد. قطرات خون تقریبا تمام آن
نوارهای سفید و سبز را که آن قدر به آن افتخار می کردیم پوشانده است
در غیاب آن خورشید و شیر پر ابهت طلایی رنگ ، انگار خرچنگ سیاه وسط
پارچه در این سال های طولانی جای جای این نوارها را جویده است و از آن
پرچم زیبای کهن ، کهنۀ رنگ و رو رفته و سوراخ سوراخی بیشتر باقی نمانده
است. دیگر وقتش رسیده که درفش دیگری را بلند کنیم که شاید همان پیش بند
چرمی کاوۀ آهنگر یاشد.