ایران خانم به قلدر خان پیام داده که
درسته سرخی بسیاری از خون هایی
که ریختی از دستات پاک نمیشه ولی
ما حواسمون به مظلومیت خون هایی
ریختی و از روی دستات پاک کردی
هم هست.
قلدر خان یه دَبّۀ کهنۀ آلومینیومی داره
که هر موقع اوضاش خیط میشه یه چیز
تازه ای از توش درمیاره .
برا همینم هرچند وقت که قلدر خان
تو هچل میفته و مجبور میشه موضعش
رو عوض کنه اهالی کوچه میگن باز
دبه کرده.
من: عجله کن، تلفات ما داره خیلی بالا میره
او : عجله همیشه همین طوره خطرناکه
من: پس چه کنیم؟
او: دِقّش می دیم تا زودتر اجلش برسه
یه آقایی به اسم پُلدر خان تو خیابون بالایی
ما مدتهاست بساط خیلی مفصلی راه انداخته
و از همۀ اهالی اونجا نسق می گیره
چند وقته اهالی کوچۀ ما فهمیدن این همه
شیطنت و آزار و اذیتی که قلدر خان می کنه
از اون یارو خط میگیره و پشت گرمیش به
پُلدر خانه.
تازگی ها که تو خیابونای اون طرفا دعوا شده
پلدر خان کمتر میرسه هوای قلدر خان رو
داشته باشه. برا همینم قلدر خان ، پشت پرده،
دنبال یه ارباب تازه میگرده.
در اجلاس مخفیانه سران شیاطین عالم
ابتدا شیاطین سرخ و زرد از این که قلدر خان
دروازه های شمالی و جنوبی شهر را به رویشان
باز کرده است و شیطان سفید یا همان شیطان
اکبر هم از این که چهل سال است اوضاع شهر
را مطابق سیاست های او به هم ریخته است ،
تشکر و حمایت کامل خود را از او اعلام کردند
و نشان شیطان اعظم را تقدیمش نمودند.